هزارجريب و روستاي پارسا
اولین وبلاگ پارسا: روستايی در دل طبیعت رشته کوههای البرز شرقی با 2300 سال قدمت  
قالب وبلاگ
در بین چند نسل جوان و میان سال و بزرگسال روستای پارسا بی شک موثر ترین  قشر نسل میانسال می باشد

تشکیل صندوق قرض الحسنه و شرکت در کارهای عمرانی از جمله این امور می باشد

در بین هیات امنای روستا هم این افراد بیشتر از سایر نسلها می باشند

اگر دربین این قشر موثر ترین و فعال ترین فرد را انتخاب کنیم بی شک محمد باقر رئیسی فردمنتخب ما خواهد بود

مدیرت صندوق پارسا و شرکت در کارهای خیر از جمله فعالیتهای او می باشد

به همین جهت این وبلاگ به نمایندگی از همه اهالی روستا ضمن تشکر از زحمتکشان و دلسوزان این روستا قدر دانی مخصوصی از آقای محمد باقر رئیسی نموده و از خداوند منان طلب سلامتی و سعادت برای او می نماید .

[ دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 ] [ 13:2 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
سیاوش کلاگر

درود بر شما ال باوندمرکز یا پایتخت انها روستای پاوند بودکه در زمان خود در این روستا زندان نیز موجود بود چون پای زندانی ها را زنجیر میکردن یکی از تسمیه های این روستا پاوند می باشد مراجعه کنید به کتاب دو برج هزار ساله گرگان نوشته اسد الله معطوفی و تاریخ طبرستان رویان ومازندران اثر مرعشی کتاب مازیار نوشته صادق هدایت در ان زمان ساری وجود نداشت ساری را مازیار یا اسپهبد فرخان بنا کرد با سپاس گروه کوهنوردی انزان گز

[ شنبه سوم خرداد 1393 ] [ 13:24 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
 

 



[ چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392 ] [ 8:39 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]

سبحان صادقی پارسائی پسر اکبر صادقی شب گذشته  ساعت ۲۱:۴۵  به دنیا آمد  

وبلاگ روستا تولد این نوگل عزیز را تبریک گفته و از خدای بزرگ سلامت و سعادت را برای وجود نازنینش آرزومند است

[ شنبه بیست و یکم دی 1392 ] [ 9:18 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
 

[ چهارشنبه هجدهم دی 1392 ] [ 10:18 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]

خانواده محترم آقای سید محسن موسوی پارسایی

درگذشت  دخترتان سیده خدیجه موسوی پارسایی موجب تاسف  فراوان گردید

مردم روستای پارسا   ضمن عرض تسلیت در  مصیبت  وارده  با شما همدردی نموده و  از خداوند متعال،  صبر و شکیبایی برای خانواده محترمتان  مسالت دارند.


 

[ چهارشنبه هجدهم دی 1392 ] [ 9:23 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]

پیشاپیش شب یلدا مبارک

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آن قدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن راباید جشن گرفت.


اندوهت را به برگ ها بسپار تا باد پاییزی آن را ببرد.آخرین لحظه های پاییزیت پر از خش خش آرزوهای قشنگ

 

[ چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 ] [ 12:7 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
 

 ضرب المثلی که از زبان مادربزرگم شنیدم

 

کهو آسمانه بهیته اَبِر     من و ته ره دیره خداره صَبِر

 

آسمان کبود  رو گرفته ابر     من و تو عجولیم  خدا داره صبر

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 8:58 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]

السلام علیک یا ابا عبدالله

السلام علی الحسین و علی   علی ابن الحسین و علی اصحاب الحسین و علی اولاد الحسین

محرم امسال نیز به مانند سال قبل از بومهن به هزارجریب رفتم  خیلی سعی کردم در روز هشتم آنجا باشم   اما نشد و من آن روز را در تهران بودم  قبل ظهر به میدان انقلاب رفتم و در  پاساژ مهستان  ۶شال عزا نذری برای عزاداران خریدم و بعد ظهر حرکت کردم و ساعت ۹ شب به پارسا رسیدم


علی اکبر عباس دایی علمدار بود و برایم تعریف کرد که امروز  ما با علم به ارضت رفتیم در بین راه متوجه شدیم بلندگویی که امسال خریدیم میکروفونش را فراموش کردیم و مجبور شدیم بی بلندگو به ارضت برویم

 و از آنجا به همراه عزاداران روستای ارضت و بادله دره به پیته نو رسیدم و سپس به الارز رفتیم

یادآور می شوم که امامزاده  روستای الارز  از نسل امام موسی کاظم می باشد که نامش  عبدالله ست و  هر سال از روستاههای اطرا ف در روز هشتم عزاداران به آنجا می روند و عزاداری می کنند

حمزه علی می گفت در طی مسیر تا الارز مرثیه می خواند و یکی از مرثیه هایش را دیدم که در ورودی الارز بسیار عالی خواند

سلام دادن علمها و گریه کردنهای عزاداران و بخصوص روحانیون از نکات تامل بر انگیز این روز بود بعد از زیارت آن بزرگوار همگی به روستاهایشان برگشتند


شب تاسوعا وقتی من به پارسا رسیدم مجلس تمام شده بود پدرم سید حسین تاسنگستان پدربزرگم میر نبی به استقبالم آمد و با هم به خانه آمدیم دخترم سیده صبا بعد از دو هفته مرا می دید و بسیار خوشحال بود او را بوسیدم و در آغوش گرفتم

۶ شال عزایی که گرفته بودم را به مادرم دادم تا فردا بر  گردن عزاداران حسینی بیندازد  صبح به مسجد رفتیم و بعد احوالپرسی  علم سبز پوش را مهیای رفتن به سفید چاه  کردیم

سید اسماعیل هم آمده بود روز قبل در غیاب سید اسماعیل علمدار ما علی اکبر عباس دایی بود

علی اکبر سر علم را گرفت و به همراه من از مسجد به داخل حیاط بردیم سید اسماعیل علم را بلند کرد و همه یا علی گفتند    یا علی یا علی یا علی   بر محمد و اهل بیت محمد صلوات    اللهم صل علی محمد و آل محمد

حمزه علی مرثیه می خواند و مهدی کوچولو هم بیرق دار ما بود بلنگوی جدید بر دوش  سید مرتضی پسر سید اسماعیل بود  از کوچه ها گذشتیم و به گرمسر رسیدیم

میر شجاع   سید محسن ولی الله میرباقر مشهدی حسن عباسعلی  میر نبی سهیل و سمیع الله مظفری  ابوالفضل و  صمد تیموری و حمید قاسمی  و خانمهای عزادار چون سیده  ساره  مشهدی رقیه سید حکیمه  سید خدیجه سید صغری  زینب شریعتی و سید صبا  نجما و سید فاطمه و عزیزه و سکینه و یلدا کوچولو به همرا گل بانو و مهتاب و سبیه  به دنبال علم بودند

 در آنجا پدرم سید حسین مرثیه حسینم وای حسینم را خواند و همگی تکرار می کردند

شهید کربلا مادر حسینم   حسینم وای حسینم 

 تنور خولی و دیر  و نصارا   حسینم وای حسینم    

سرت بر نیزه ها مادر حسینم    حسینم وای حسینم

پیر و جوان به دنبال علم می دویدند  علم در گرمسر لحظاتی ایستاد همگی جمع شدند و سپس حرکت کرد در انتهای دسته پیرزنها می آمدند و و پیرمردی بود که گریه می کرد کربلایی  میر نبی که امام حسین را زیارت کرده بود با عصائی بر دست و با قامتی خمیده به دنبال علم بود و تکرار می کرد حسینم وای حسینم   و باز تکرار می کردحسینم وای حسینم

تا آنجا که صدای بلندگو می آمد او تکرار می کرد  دسته به یر رسید و در آنجا به روال سالهای قبل یا علی گفتند  و علم را پایین آوردند و حرکت کردند به  مهدی لیلم که رسیدند علم را بلند کردند و دوباره یاعلی گفتند  و حرکت کردند

همه افراد دسته وقت حرکت کردن دیدند که پیرمرد در گرمسر به نگاهش آنها را بدرقه می کند و شاید باز هم می گوید حسینم وای حسینم


 در  نزدیکی الارز بوم دسته های ارضت و پارسا به هم رسیدند و قبل آن حمزه علی مرثیه خواند   سپس دسته های پیته نو و الارزبوم به دسته های ارضت و پارسا و بادله دره رسیدند و بعداز حمزه علی من مرثیه ای خواندم   در ورودی اندرات خانه ای بود که صدای ضبط شده  شهیدی بود که مرثیه می خواند و ما به احترامش سکوت کردیم سپس نوحه ام را ادامه دادم تا به نزدیکی حسینیه اندرات  رسیدیم در آنجا نیز مداحانی از ارضت و پیته نو مداحی کردند و در داخل حسینیه حمزه علی مداحی کرد   و بعد از ذکر مصیبتی  حرکت کردیم تا به وردی سفید چاه رسیدیم

در آنجا آقای رضایی به مداحان  نوبت دهی می کرد دسته شکل گرفت و بعد از سه الی چهار نفر من نوحه  ای خواندم و بعد از چند نفر حمزه علی نو حه ای خواند و دیگر فرصت خواندن نوحه دیگر نداشتیم چون مداحان امام حسین  زیاد بودند  در انتها دسته ها دور میدان سفیدچاه و تا ورودی گلزار شهداء زنجیر زندند و ما نیز بعد از زیارت امام زادگان منصور ابراهیم و عبدالرحمن علیه السلام  بر سر خاک عزیزانمان رفتیم و با ذکر فاتحه ای یادی از گذشتگان کردیم و سپس به همراه پدرم و خانواده و دامادهایم به پارسا آمدیم


نبی الله صادقی و سید خلیل به همراه علی رئیسی  در روز نهم به جمع ما اضافه شدند در شب عاشورا در مسجد جمع شدیم وابتدا امید رضا نوحه ای خواند و سپس حمزه علی و من نوحه خواندیم و دسته کوچک ما ایستاده سینه زدند و در انتها  من و حمزه علی چاهوشی کردیم

چه کربلاست که  آدم به هوش می آید     صدای ناله  زینب به گوش می آید

 چه کربلاست که  بوی گلاب می آید     صدای ناله   زین العباد می آید

چه کربلاست که  بوی عبیر می آید     صدای ناله  طفل صغیر  می آید

 اگر خسته جانی  بگو یا علی       اگر ناتوانی   بگو یا علی      سه بار با صدای جلی بگو یا علی


در روز دهم بعد از جمع شدن در مسجد  پدرم سید حسین صبحانه ای داد تا قبل از ساعت ۹ صبح بنده  زیارت عاشورا  را خواندم سپس روحانی ما که آقای صادق شریعتی اندراتی بود به پارسا آمد ابتدا حمزه علی نوحه ای خواند سپس روحانی به منبر رفت و بعد از آن علم را به بیرون بردیم

علمدار سید اسماعیل بود   یا علی گفتیم و علم را در کوچه ها و خانه ها  به حرکت در آوردیم  ابتدا به خانه مشهدی حسن رفتیم  در آنجا پذیرایی شدند و بر روی علم و بیرق پول بستند که روضه ای در آنجا خوانده شد  و سپس به خانه ولی الله رفتیم مشهدی سبیه اسپندی بروی منقل کوچکش ریخت و بوی اسفند فضا را خوشبو کرد  علم به همراه بیرق  داخل حیاط رفت سبیه و دخترش عظیمه به همراه نبی الله صادقی آبی بر سر علم ریختند و کاسه آب را به عنوان تبرک گرفتند و سپس پولی بر سر علم و بیرق بستند   عزادران در اتاق پذیرایی شدند که روضه ای در آنجا خوانده شد 

کربلایی میرنبی همچنان همراه دسته بود و در نیمه را منزل ولی الله در کنار خانه مشهدی حامد کنار درخت آلو به حسب آن که توان آمدن نداشت نشست و منتظر برگشت دسته شد

من به نزدش آمدم و گفتم از امام حسین چه می خواهی   پیرمرد گفت هر چی هست امام حسین است دنیایم امام حسین است و آخرتم امام حسین است

 دسته برگشت  سپس تا ورودی خانه میر باقر و از آنجا به خانه عباس دایی رفتیم در آنجا به ما شیر محلی دادند و با پذیرایی کردند به سر علم و بیرق پول بستند  که روضه ای در آنجا خوانده شد  بعد از آنجا به خانه مشهدی رمضان و نقی رئیسی و سید اسحاق رفتیم 

 در خانه میر شجاع  به شیرینی و خرما پذیرائی شدیم  سید ساره و دخترش نرجس بر سر علم پول بستند  در آنجا نیز روضه ای خوانده شد  و فاتحه ای گفته شد  

سپس به خانه میرنبی رفتیم  مادر بزرگم مشهدی رقیه شربتی درست کرد و به همراه خرما از عزاداران پذیرایی کرد

زنان داخل حیاط بودند و مردان در اتاق پذیرایی نشستند که روضه ای در آنجا خوانده شد

از آنجا به خانه سید محسن و کربلایی محمد رفتیم  و بعد از آن به خانه سید حسین رفتیم مادرم سید خدیجه ضمن پذیرائی بر سر علم پول بست دخترم سیده صبا  وقتی سر علم به پایین آمد به جای بوسیدن شروع به خوردن آن کرد   در این روز سیده صبا ۲۲۰ روزه بود و ۷ ماه و ۴ روز از عمرش می گذشت  مادربزگم مشهدی رقیه در کنار حوض نشسته بود و به دیوار تکیه داده بود سید حکیمه و نجما و سبیه در پا ی خانه میر زین العابدین و داخل حیاط نشسته بودند و به روضه ای  که در آنجا خوانده  می شد گوش می کردند

روز قبل وقتی که پدرم سید حسین  خواست به پای علم قربانی کند دربعد ظهر روز نهم من و حمزه علی به همراه صمد و سید مرتضی با بیرق به همراه مداحی حمزه علی به  خانه پدرم سید حسین آمدیم و بزی را که قراربود قربانی کنند به پای بیرق امام حسین کشتیم   در آنجا هم سیده صبا بیرق را به جای بوسیدن می خورد

  در انتهای  گرداندن علم در روز عاشورا به سر مسجد آمدیم و من و پدرم سید حسین چاهوشی کردیم و مجلس تمام شد    ظهر عاشورامن با کسب اجازه از دایی سید خلیل  اذان گفتم  نماز خواندیم  و ناهار خوردیم و بعد ناهار به حدود ساعت ۱۴  تا ۱۵ به همرا خانواده حمید قاسمی به گرگان آمدیم


وقت شام غریبان بود  من و دخترم سیده صبا در کوچه مسجد علی ابن ابیطالب به دسته رسیدیم داخل لیوانهای یکبار مصرف را پر کرده بودند و در وسطش شمعی بود که من یکی را برداشتم حال  عجیبی بود  از شهرک شهرداری  و خیابان رازی گذشتیم تا به سر کوچه شهید آبرودی رسیدیم و من به همراه سیده صبا به خانه برگشتم چون هوا سرد بود 

سپس به حسینیه پارسائیها رفتیم در آنجا مرثیه ای خواندم  و در شب بعد آن به همراه سید مرتضی و حسین باقری به تهران برگشتم.


روستایم پارسا

در بارن و برف   بهار و تابستان    و در رمضان و محرم هر سال به هزارجریب آمدم و خاکت را بوسیدم و برآن نماز گذاردم

من از خاک و گیاه تو جان گرفتم و بزرگ شدم    و به تو وابسته ام

ای زادگاه پدر و مادرم و اجدادم

تا جان دارم   برای بزرگی نامت تلاش می کنم   و هرگز فراموشت نخواهم کرد

دوست دارم پارسا 

 

 

[ یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 ] [ 12:23 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]

 

برای شادی روحشان صلوات  

 

نام

نام پدر

تولد

روز وفات

ماه وفات

سال وفات

ماه وفات

سیده زینب

سید جلال

 

۱۱

۰۱

۱۳۵۴

فروردین

حاج مفید

میر افضل

1279

۲۳

۰۱

۱۳۷۵

فروردین

میر محمد

میر حیدر

1289

۰۹

۰۳

۱۳۶۸

خرداد

سید ابوالقاسم

میرنبی

 

21

03

1373

خرداد

میر رضا

میر محمد علی

۱۰/۱۱/۱۲۹۷

۲۸

۰۴

۱۳۸۸

تیر

مشهدی رمضان

الله قلی

1304

۳۰

۰۴

۱۳۸۶

تیر

طیبه رایجی

ملاعلی

1296

۱۴

۰۵

۱۳۸۳

مرداد

سید عبدالله

میر افضل

1283

۲۲

۰۵

۱۳۷۵

مرداد

حاج حسین وهابزاده

وهاب

۱۰/۱۲/۱۲۷۸

۰۲

۰۶

۱۳۸۰

شهریور

گل علی

الله قلی

 

۰1

۰۷

۱۳۶۱

مهر

تاج خاتون

میر ولی الله

۰۳/۰۷/۱۲۷۷

۰۳

۰۷

۱۳۰۶

مهر

سیدحمزه

میرمحمد

۱۴/۰۹/۱۳۲۶

۰۸

۰۷

۱۳۸۹

مهر

حسن بخشی 

نوه میرشجاع

 

09

07

1391

مهر

میر رحیم موسوی پارسایی

میر رضی

۱۴/۰۸/۱۳۱۲

10

07

1389

مهر

سید جعفر

میر افضل

 

۰۲

۰۸

۱۳۶۸

آبان

سیدمجتبی

سید آقا

 

27

08

1390

آبان

میر سعدالله

میر ولی الله

1307

۱۴

۰۹

۱۳۷۹

آذر

ام لقمان

میر فتح الله

1303

۱۷

۰۹

۱۳۷۰

آذر

علیجان

صفرقلی

۱۰/۰۵/۱۲۶۰

۲۰

۰۹

۱۳۷۱

آذر

سیده کبری

میرحیدر

 

۲۱

۰۹

۱۳۶۵

آذر

سیدجلال

سید موسی

 

26

9

1390

آذر

خاتون رایجی

محمدقلی

۰۲/۰۹/۱۳۰۶

01

10

1389

آذر

میر رضی

میرسلیمان

 

۸/

۱۰

۱۳۵۶

دی

کربلایی محمد

گل علی

1288

۰5

۱۱

۱۳۷۵

بهمن

سیده رقیه

سیدجلال

 

۰۷

۱۱

۱۳۶۴

بهمن

محمد جعفررئیسی پارسایی

رمضان

۰۸/۰۶/۱۳۴۱

22

11

1382

بهمن

سید نساء

 سید موسی

 

۰۷

۱۲

۱۳۲۸

اسفند

میر داوود

میر کریم

۱۹/۰۶/۱۳۱۳

۲۱

۱۲

۱۳۸۳

اسفند

مشهدی شعبان

الله قلی

۷/۰۳/۱۳۰۶

۲۷

۱۲

۱۳۷۶

اسفند

میر حیدر

میر مفید

1251

 

 

1291

 

میر افضل

میر مفید

 

 

 

1304

 

سیده نجیبه

میر محمد علی

 

 

 

1306

 

صدقه رایجی

ملا علی

 

 

 

1309

 

نورعلی

محمدصادق

1312

 

 

1332

 

مشهدی محمد صادق

گلعلی

 

 

 

1338

 

سید اسماعیل

میر کریم

 

 

 

1340

 

سیده کلثوم

میر حیدر

 

 

 

1346

 

سید فاطمه

میر سلیمان

 

 

 

1347

 

سیده ام لیلا

میر فتح الله

 

 

 

1347

 

سیده ام البنین(مادر عمه خاتون ارضتی)

میرهدایت

 

 

 

1348

 

سیده خاتون (مادر کربلایی رسول)

سید حسن

 

 

 

1350

 

سیده صغری

میریونس

 

 

 

1362

 

هاجرخاتون همسر میرقاسم

میرهدایت

 

 

 

330م

 

میرقاسم

میر بابا

 

 

 

340م

 

میرحیدر

ولد میرمحمد

 

 

 

80م

 

آقا میر رضا

 میرزا حسین ارائی

 

 

 

 

 

اقا میر رضا

 میر محمد علی

 

 

 

 

 

ام سلیمه

میر رضا

 

 

 

 

 

حلیمه خاتون

میر محمد علی

 

 

 

 

 

خاتون

سید باقر

 

 

 

 

 

رقیه خطیر ی

 

 

 

 

 

 

زبیده خاتون

محمد ابراهیم

 

 

 

 

 

زبیده خاتون(مادر میر عباس الارزی)

کربلایی میر هدایت

 

 

 

 

 

زینب خاتون

میر عسگری

 

 

 

 

 

سید آقا

سید موسی

 

 

 

 

 

سید بابا

میر فتح الله

 

 

 

 

 

سید باقر

میر محمد علی

 

 

 

 

 

سید بی بی

میر عسگری

 

 

 

 

 

سید خلیل

میر سلیمان

 

 

 

 

 

سید زهرا

میر رضا

 

 

 

 

 

سید زینب(رقیه)

میر رضا

 

 

 

 

 

سید سکینه

حاج سید رضا

 

 

 

 

 

سید علی

میر فتح الله

 

 

 

 

 

سید فاطمه

میر سلیمان

 

 

 

 

 

سید محترم  فرزند میریونس 

 

 

 

 

 

 

سید موسی

میر یدالله

 

 

 

 

 

سیدبگم همسر محمد صادق و مادر سکینه

سیدحسن

 

 

 

 

 

سیدحسین

میربابا

 

 

 

 

 

سیده صغری

سید اسدالله

 

 

 

 

 

سیده فضه خاتون

سید حسن

 

 

 

 

 

عبدالواحد

عبدالوهاب

 

 

 

 

 

فاطمه  صغری

کربلایی رضا

 

 

 

 

 

گل علی

الله قلی

 

 

 

 

 

گلابی

میر رضی

 

 

 

 

 

مرتب شده بر طبق نام پدر

 

 

 

 

 

 

مشهدی حامد راییجی

 

 

 

 

 

 

میر سلیمان

میر رضی

 

 

 

 

 

میر طاهر

میر مفید

 

 

 

 

 

میر عسگری

میر مفید

 

 

 

 

 

میر فتح الله

میر هدایت

 

 

 

 

 

میر کریم

میر محمد علی

 

 

 

 

 

میر مصطفی

میر فتح الله

 

 

 

 

 

میر نصرالله

میرابوطالب

 

 

 

 

 

میر یحیی

سید اسدالله

 

 

 

 

 

میر یحیی

سید باقر

 

 

 

 

 

نور علی رئیسی

مشهدی شعبان

 

 

 

 

 

میرتراب

میرفتح الله

 

 

 

 

 

میر ابوطالب

میرسلیمان

 

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ] [ 11:28 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
سلام بر حسین (ع)

 

منم عاشق خدایی که حسین بنده اوست 

که سر و بدن ببخشد به فدای حضرت دوست

[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 8:50 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
تولد امیر محمدو سیده  سلما و محمد مهدی

تولدتان مبارک

امیر محمد به تاریخ ۱۷/۰۷/۹۲ ساعت ۱۲ و سیده سلما دختر سید ابوتراب  به تاریخ ۲۳/۰۷/۹۲ ساعت ۸:۱۵    ومحمد مهدی پسر سیده عطیه   ۳ بامداد ۲۴/۰۷/۹۲  متولد شدند

 

وبلاگ روستای پارسا ضمن تبریک روز تولد این عزیزان    سلامتی و پارسایی برایشان از خدای بزرگ آرزومند است .

[ دوشنبه سیزدهم آبان 1392 ] [ 13:45 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
عکسهایی از رضا خوشدل راد  مستند ساز صدا و سیما 

گرفته شده در سفید چاه در مراسم مرحومه معصومه صفری پارسایی




   

 

[ دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 ] [ 12:38 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]

 

هزارجریب نکا

هزارجریب نکا به دو بلوک شهریاری و وردیمه تقسیم می شود

و وردیمه در زبان عربی به معنای گل سرخ می باشد

این مطلب را  جناب آقای مظاهر وردیمی پچتی طی ارسال پیامی برای مدیرت وبلاگ ارسال نمودند که ما نیز برحسب وظیفه آن را درج نمودیم

[ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 ] [ 9:14 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
 

قبرستان سفید چاه

گورستان سفید چاه مربوط به دوره تیموریان است و در شهرستان بهشهر، بخش یانه سر، روستای سفید چاه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۸۴۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

[ چهارشنبه سوم مهر 1392 ] [ 11:51 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]

هزارگری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 هزارجریب در تبرستان

 هزارگری یا هزارجریب منطقه‌ی وسیعی در رشته‌کوه البرز است حد فاصل سوادکوه و گرگان.

در دو سمت شمال و جنوب از طرفی به جلگه مازندران و از طرف دیگر به سمنان و دامغان محدود می‌باشد. در تقسیمات کشوری از این واژه جز برای نامیدن یکی از دو بخش شهرستان نکا استفاده نشده است. قسمت‌هائی از هزارجریب در استان سمنان و گلستان واقع است.

در لغت‌نامه‌ی دهخدا از هزارجریب با واژه‌ی «ناحیه» نام برده شده است و با استناد به منابعی از حدود و توابع و معادن آن سخن رفته است. [۱]

حدود هزارجریب

کنسول جمیز اَبُت در گزارشش از سفر به مازندران می‌گوید هزارجریب در جنوبِ نخستین «رشته تپه‌هائی» که در بخش مسطح مازندران می‌رویند و ناهمواری‌ها را تشکیل می‌دهند واقع است.[۲]

اسماعیل مهجوری می‌نویسد حد فاصل سوادكوه و استرآباد، هزارجريب نام دارد و سرزمين آن به دو بخش تقسيم شده است. چهاردانگه و دودانگه. چهاردانگه نيز سه قسم است: «چهاردانگه‌ی سورتيجی، چهاردانگه‌ی مسعود الملك و چهاردانگه‌ی شهرياری»[۳]

فرهنگ و آئین

زبان مردم هزارگری مازندرانیست با این حال در برهه‌هائی از تاریخ این منطقه تحت تسلط قومس بوده است. در هزارگری تا سده‌ی هشتم اسلامی همچنان مردمانی از جمله خاندان شهریار به دین نیاکان خود بوده‌اند تا اینکه در این سده بدست سادات عمادی مازندرانی اسلام پذیرفتند.[۴]

هزارجریب در کتب تاریخی

در كتب تاريخی به خصوص تاريخ ابن اسفنديار ، تاريخِ مازندران، رويان و تبرستان ظهیرالدین مرعشی و ... به كرات از هزار جريب يا هزار گری نام برده شده است.

ه.ل رابینو کنسول دولت بریتانیا در رشت، در کتاب خود یعنی سفرنامه‌ی مازندران و استرآباد، مینویسد : «بلوك هزار جريب شامل دو قسمت است: يكی چهاردانگه ديگری دو دانگه. می‌گويند هزار جريب به فخر عمادالدوله پسر امام زين‌العابدين تعلق داشته. او پيش از وفات املاكش را ميان سه پسر خود كه يكی از آنها از مادر ديگر بوده تقسيم كرد. بنابراين به دو برادر تنی باهم چهار ششم يا چهاردانگ و به نابرادری آنها دو ششم يا دو دانگ ديگر رسيد.» افضل‌الملک نیز در سفرنامه‌ی خود روایت مشابهی دارد.

جیمز اَبُت نیز در سفرنامه‌ی مازندران (زمان محمدشاه قاجار) اطلاعاتی از هزارجریب و تقسیم آن به دودانگه و چهاردانگه بدست می‌دهد. در سفرنامه‌ی کلنل برسفرد لوات کنسول دولت بهیه انگلیس در استرآباد نیز نام و توضیحات مختصرِ چندین روستا از روستاهای هزارجریب که در مسیر حرکت وی بوده‌اند به چشم می‌خورد. [۵]

گریگوری ملگُنُف در سال ۱۸۵۸ و ۱۸۶۰ در پی انجام ماموریتی از سوی حکومت قفقاز (برای اجراء وصیت‌نامه پتر کبیر) به شمال ایران این سفر کرد. در سفرنامه‌ی او با ذکر این موضوع که هزارجریب به دو منطقه‌ی دودانگه و چهاردانگه تقسیم می‌شود از مرزهای هزارجریب نام برده می‌شود : استان استرآباد، رود کوچک ساور در روستای کندو در نیم فرسنگی غرب رادکان، روستای برکوله (بارکلا) و نیلا (نیالا) در اشرف در نزدیکی جاده‌ی شاهرود، روستای سرخ‌گریه(سرخ‌گریوه) و بالخاس(مال‌خواست) و چشمه‌ی آروس (چشمه‌ی آب شور روستای ارست یا همان باداب سورت) و چهارده (چهارده کلاته یا دیباج). همچنین در این سفرنامه یانه‌سر (بخش یانه‌سر بهشهر) به عنوان زیباترین روستای هزارجریب معرفی و از چراگاه خوش‌انگور و خانه‌ی مالک روستا با سبک ساختمانی خاصش یاد می‌شود.

[ چهارشنبه سوم مهر 1392 ] [ 11:50 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
کربلایی خاور آغوزدره ای

 علی بابا ویوایی می گفت که قرآن را نزد  این زن در  زمان کودکی فرا گرفت

او در طی سالهای عمر خود ۳۰۰ الی ۴۰۰ شاگرد داشت که از جمله شاگردان او می توان از شیخ اسدا.. ربانی را نام برد

 

[ چهارشنبه سوم مهر 1392 ] [ 11:11 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

ولادت امام هشتم به همه دوستداران آن حضرت مبارک

قبل از زیارت امام رضا  این شعر رو سرودم

 آید آن روز به پابوسی یارم باشم            رو به سوی حرمش من به صفایش باشم 

می رسد فصل رسیدن به ملک زاده و عشق   سر تعظیم به درگاه و فدایش باشم

من رضا گویم و یا رب به رضایش باشم    من که خاک قبه و کفش و عبایش باشم

بوسه بر درگه آن شاه خراسان بزنم    همه عمر سنا گوی مقامش باشم


بعد از زیارت امام رضا  این شعر رو سرودم

عمرم چو بیست گشت چنینم صفا نبود   آندم که به درگه آن شاه رضا شدم

بر بارگاه قدسی آن شاه دین لبی    بوسیدم آنگه زدرون باصفا شدم

دردم چو حال زار بگفتم بر او دوا بکرد    چون ملتمس به چنین مرد پارسا شدم

لطفش بدیدم مهرش به دل نشست         من عاشق کوی  امامم رضا شدم


 چه شکوه و بارگاهی   چه حریم دلگشایی       همه عاشق و گدایت به دلا تو پادشاهی

 

[ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 ] [ 7:4 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]

نقل داستانی از آقا میرزا ربیع ارضتی که علاوه بر علی بابا از پدرم سید حسین و دیگران نیز شنیدم جهت عبرت گرفتن از کار روزگار و منزلت و جایگاه مقام معنویت دارای ارزش است

روزی شیخ محمد علی ربانی آغوزدره ای و شیخ محمود ریاحی وزواری و همچنین شیخ شریعتی اندراتی به میرزا ربیع پیغام داند که در فلان روز   جهت زیارت و دیدار این بزرگوار به ارضت می آیند
 
میرزا ربیع که از نظر مالی وضعیت خوبی نداشت و انسان بزرگی بود در تدارک میهمانی بر آمد و چون میهمانان از بزرگان منطقه بود ند او پیکی را به سمت دامدار و سرمایه دار بزرگ روستا  به نام  میر کاظم که گوسفندان زیادی داشت  فرستاد  و گفت  جهت این میهمانی  نیاز به یک گوسفند و دو من روغن دارد
اما میر کاظم  از دادن گوسفند امتناع کرد و پیک برگشت و وقتی همسر میرزا ربیع این وضعیت را دید پریشان شد و به شیخ گفت که بزرگانی به خانه ما می آیند و ما هیچ نداریم آبروی ما در خطر است
شیخ با آرامشی خاص گفت نگران نباش که خداوند بزرگ و کریم است
 صبح روز بعد بابا قلی پیته نویی از روستای مجاور با دو راس گوسفند و مقدار زیادی روغن بدون اطلاع از میهمانی و ماجرای اتفاق افتاده  به خدمت شیخ رسید  و همگان از این ماجرا  متعجب گشتند 
علت این هدیه باباقلی به میرزا ربیع به این علت بود  که :
 
 در روزگاران گذشته  مالکان غیر از محصول کشت شده در مزارع از  دامدارانی که دامشان  از این مراتع استفاده می نمودند نیز مالیات  دریافت می کردند
این سهم برحسب مقدار مالکیت آنها بود مثلا کسی که دو دانگ را مالک بود  یک خیک یا کیسه و یک بره از هر گله ای که بیش از پنجاه راس بود می گرفت(وره سر گله ای) و  خرده مالک دیگر  از دامدار یک گروان روغن می گرفتند
 
دامداران جهت آنکه مالیات کمتری به مالکان دهند با شمارش گوسفندان آنها را به یک دسته بزرگ تبدیل کرده و در یک مکان نگهداری می کردند
زنان روستا که احتمالا دامی در این گله بزرگ داشتند به فراخور سهمشان  جهت گرفتن دوغ هر روز به محل نگهداری این گوسفندان که در اطراف روستا ها و در مزارع بود می رفتند و به لطف دامداران دوغ می گرفتند
 
حاج بابا قلی پیته نوئی گوسفندانش را در سیاه کمر ارضت نگهداری می کرد  چوپانان وقتی شیرها را ماست کرده و قصد آن داشتند که در نیم ساعت مانده به صبح ماست را به دوغ و کره تبدیل کنند چوب و یا پره  وسیله ای که به آن کندل می گویند به علت کره زیاد بالا نمی آمد و انگار معجزه ای رخ داده است
چوپانان صبح به جای دوغ به زنهای روستا ماست دادند و مسئله را به بابا قلی گفتند و بابا قلی به علت همین مسئله دستور داد که بندهای کندل را باز کنند و هرآنچه روغن بود به همرا دو راس گوسفند  را خدمت آقا میرزا ربیع فرستاد
همسرش از این اتفاق تعجب کرد  و میهمانان با عزت خاص و برکت فراوان پذیرائی شدند
 
لازم به ذکر است که میرکاظم با آن همه دام و ثروت که سکه هایش را در بین هم با پیمانه تقسیم می کردند  به علت  خساست و طمع و یا به علت هایی که خداوند از آن آگاه ست در آخر عمر به فقر و تنگدستی  کشیده شد و باباقلی به علت شکرانه نعمت با فزونی آن روبرو گشت 
 
 
[ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 ] [ 12:52 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
دیروز باخبر شدم که عقیل تیموری بادله دره ای چندی پیش از دنیا رفت

این وبلاگ  درگذشت این بزرگوار را به خانواده و بستگان این مرحوم تسلیت گفته و برای این بزرگوار از درگاه خداوند طلب رحمت و بخشایش می نماید

لازم به ذکر است که بنده در زمان حیات ایشان به منزل ایشان رفتم و از او در مورد روستای بادله دره  و وقایع مختلف سوالاتی را داشتم

 ایشان  فردی مطلع  و واقف به مسائل محیط اطرافش بود و مطالب خوبی  از ایشان برای بنده به یادگار ماند

روحش شاد      صلوات  

[ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 ] [ 10:26 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
به نقل از علی بابا ویوایی

 علی بابا حدود دودانگه  از ییلاقات ساری و چناربن و بادوسر و اروست و مالخواست می دانست و می گفت در بادوسر منطقه وسیعی حدود ۵۰ هکتار زمین هموار است که چهار چشمه دارد و گفته می شود که محل دامهای طالب بود

اما چهاردانگه را تا آنجایی که می دانست ازییلاقات بهشهر  اوارد و بیشبنه  سفیدچاه چناربن آغوزدره  و ویوا لتکومه رادکان و چمن ساور تا نزدیک دامغان می دانست

علی بابا از روستای اوارد به سمت بهشهر را په رجه  (peraje)می گفت

راه چهاردانگه از این مسیر می گذشت و در فتنه روبار که از قبل به آن کل روبار می گفتند  ورودی بود که کسی از دودانگه نمی توانست از این ورودی بگذرد مگر به اذن و اجازه از آن عبور می کرد

 

[ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 ] [ 10:18 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
به نقل از علی بابا رئیسی ویوایی

امام چشمه واقع در ملک آغوزدره  هزارجریب می باشد این چشمه در قسمت شمالی قبرستان سفید چاه واقع می باشد

علی بابا ویوایی بنا به روایتی که به او رسیده است نقل کرد که سه امام زاده ای (منصور و ابراهیم و عبدالرحمان  از فرزندان امام موسی کاظم )که در سفید چاه می باشند در زمان خلافت عباسی وقتی به چشمه مذکور  جهت رفع عطش رسیدند ماموران حکومتی به آنها حمله کردند و آنها را به شهادت رساندند

اهالی این چشمه را بعد این واقعه به حرمت این بزرگواران  امام چشمه نامیدند و گفته می شود که هیچگاه در هر فصلی نه آب آن کم می شود و نه زیاد می شود

[ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 ] [ 10:17 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
ارسال کننده  پارسا

از شما که فرد تحصیل کرده ای هستید بعید است مگر برای گذاشتن عکس , اسامی , اطلاعات فردی اهالی روستای پارسا از ان ها اجازه گرفتید که منتشرش کردید شاید راضی نباشند خواهشا این مطالب را حذف کنید اگر ناراحت نمی شوید من مجددا از وبلاگ شما بازدید می کنم تا از حذف مطالب شخصی اشخاص مطمئن شوم. با تشکر

 


از دوست محترمی که این نظر را ارسال کردند تشکر نموده و به علت آنکه پست الکترونیکی و یا آدرس خود را اعلام نفرمودند این نظر را جهت نظرخواهی از دوستانی  که موافق و یا مخالف نظر این دوست محترم هستند به صورت مطلب اضافه نمودیم

لازم به ذکر است که بیشتر دوستان به صورت نظر تاریخ تولد خود را ارسال نمودند و بنده نیز در ابتدا از دوستان اجازه این کار را گرفتم

 عکسهای گرفته شده اکثرا از پیرمردها ی روستا می باشد که فکر نمی کنم  ایرادی در این مورد باشد

در ضمن  تا کنون به غیر شما دوست محترم کسی از دوستان از انتشار مطالب این وبلاگ نظری را برای مدیریت وبلاگ ارسال نکرده است

با نهایت احترام   به دوست محترم  خواهشمند است آدرس خود را در درج نظر اضافه نموده که مستقیما در نقد مطالب به تفاهمی منطقی برسیم با تشکر

 

 

[ یکشنبه هفدهم شهریور 1392 ] [ 9:4 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
روز دوشنبه پای صحبت یکی از اهالی روستای ویوا نشستم  و از او در مورد تاریخ ویوا سوالاتی داشتم

آنچه در متن زیر می خوانید شرح مطالبیست که این بزرگوار در پاسخ به سولات بنده ایراد فرمودند

 

 شش دانگ ملک ویوا برحسب سهم هرملک

 

نام مالک

دیم

واحد

آبی

واحد

حسین الوندی بارکلایی

2

دانگ

8

کیله

حاج محمد مسعودی سالیکندی

1

دانگ

10

کیله

کربلایی ابراهیم

0.5

دانگ

 

کیله

ملا محمد

0.5

دانگ

 

کیله

ملا علی

0.5

دانگ

 

کیله

صادق

0.25

دانگ

 

کیله

 ربیع

0.25

دانگ

 

کیله

 حبیب

0.25

دانگ

 

کیله

قدر

0.25

دانگ

 

کیله

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مجموع

5.5

 

 

 
ایشان اضافه فرمودند که حسین الوندی در حکومت سردار رفیع صاحب مقام بود و دست راست او به حساب می آمد حسین الوندی  ۱ دانگ از ملک روستای لتکومه و قطعاتی از ملک روستای دهی را مالک بود
این مالکان غیر از محصول کشت شده در مزارع از  دامدارانی که از این مراتع استفاده می نمودند نیز مالیات  دریافت می کردند
این سهم برحسب مقدار مالکیت آنها بود مثلا الوندی یک خیک یا کیسه و یک بره از هر گله ای که بیش از پنجاه راس بود می گرفت(وره سر گله ای) و ربیع و حبیب و صادق و قدر یک گروان روغن می گرفتند

 
 
موقوفه
 
 

 در روستای ویوا زنی بود به نام سکینه که همسرش عقبی بود دختری  به نام شرف داشت

سکینه زنی جسور بود  و در برابر الوندی مقاومت می کرد و با او مبارزه می کرد و سواری چابک بود

دخترش شرف دارای خواستگاران زیادی بود تا آنکه با محسن پلنگی  ازدواج کرد   طی ۱۶ سال زندگی با او صاحب دو فرزند  به نامهای علی رضا و غلام رضاشد

 ابتدا پسرش غلامرضا از دنیا رفت و سپس همسرش محسن فوت نمود  بعد مدتی پسر دیگرش  علیرضا نیز از دنیا رفت و  کل مال به شرف رسید

این املاک را شرف در ۱۸۲ سال پیش وقف امام حسین و مسجد ویوا نمود  و متصدی این اوقاف را کربلایی ابراهیم و ملا محمد و ملاعلی نسل اندر نسل معرفی نمود

این وقف مربوط به دهه چهلم امام تا هشتم صفر است

در آن زمان ویوا جدید ایجاد نشده بود و مردم در ویوای قدیم که در مکان آغاجاری و ملا خیل بود سکنی داشتند

غیر از این موقوفه ۳ کیله از زمین جانعلی ابن نوروز ابن کربلایی ابراهیم و ۸ کیله زمین آبی ذبیح الله ابن ملامحمد  نیز وقف امام حسین است


محرم

زمان

نام

توضیحات

شام شب هفتم

علی بابا

نذریست که پدرش جهت از دست ندادن زمینش توسط حسین الوندی کرد

صبحانه روز هفتم

علی بابا

 

ناهار روز هفتم

جانعلی

وقف 3 کیله از زمین آبی اجدادیش از نسل کربلایی ابراهیم

شام شب هشتم

دماوندی ها

 

ناهار روز هشتم

پیته نو یا الارزبین

بعد از رفت به الارز و زیارت معصوم زاده به این روستاها می رفتند

روز نهم

سفیدچاه

بعد زیارت ناهار برمی گشتند ویوا

شام شب دهم

ذبیح الله

وقف 8 کیله از زمین آبی اجدادیش از نسل ملا محمد

ناهار روزدهم

جعفر

از نسل حبیب

 

[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ] [ 13:39 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]

            


 






[ دوشنبه چهارم شهریور 1392 ] [ 10:5 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]

 

 تبریک روز تولد

در این پست تصمیم داریم که روز تولد فرزندان روستای پارسا را از طرف این وبلاگ بصورت پیامک و یا درج در وبلاگ به آنها تبریک گفته و آرزومند سعادت و سلامت برای این عزیزان باشیم

به همین منظور تقاضا داریم که با اعلام روز تولد خود با درج نظر در موضوعات وبلاگ و ارسال پیام به شماره های ذکر شده مارا در این کار پسندیده یاری نمائید

درج تبریک روز تولد  در وبلاگ هزارجریب و روستای پارسابصورت لیست جدولی افراد متولد شده در هر ماه و در ۱۲ لیست به ترتیب ماههای سال خواهد بود که در آن نام  و نام خانوادگی و نام پدر و روز تولد آنها در آن ماه ذکر خواهد شد

ماه

نام

نام خانوادگی

نام پدر

روز تولد

سال تولد

فروردین

میر رحیم 

موسوی پارسایی 

 میر رضی

01  01

1312

فروردین

سیده سکینه

موسوی پارسایی

میرنبی

01  01

1340

فروردین

سید فاطمه

موسوی پارسایی

میر یونس

01  01

1344

فروردین

سیده نساء

موسوی پارسایی 

میر رحیم 

01  01

1345

فروردین

سید زهرا

 موسوی پارسایی 

سید ابراهیم

01  02

1378

فروردین

سمانه

رئیسی پارسایی

حسین

01  06

 

فروردین

سیده فاطمه

موسوی پارسایی

سید حسین

01  08

1354

فروردین

سیده عالیه

موسوی پارسایی

سیدخلیل 

01  10

 

فروردین

ولی ا..

صادقی پارسایی

علی اصغر

01  11

1330

فروردین

سبیه

قدرپور

نظر

01  11

1335

فروردین

سیدعماد

موسوی پارسایی 

 سید احمد

01  11

 

فروردین

سید تقی 

 موسوی پارسایی 

میرنبی 

01  14

 

فروردین

زهراء

صفری پارسایی 

 حسینعلی

01  16

 

فروردین

کلثوم

رئیسی پارسایی 

کاظمعلی 

01  18

1360

فروردین

سمیه

رئیسی پارسایی

حسین

01  19

 

فروردین

 امیرحسین

رئیسی پارسایی 

جواد

01  29

1391

فروردین

عالمه

ترابی

سیف الله

01  30

1366

اردیبهشت

سید علی

موسوی پارسایی

سیدرضی

02  07

 

اردیبهشت

سیدمحمد

موسوی پارسایی

سیدحمزه

02  10

1370

اردیبهشت

سیدمحمد

موسوی پارسایی

سیدرضی

02  11

 

اردیبهشت

سید علی

میری پارسایی

میریونس

02  11

 

اردیبهشت

سیدمرتضی

موسوی پارسایی

سیدتقی

02  21

 

اردیبهشت

سید رضی

موسوی پارسایی

میر رحیم

02  26

 

اردیبهشت

مهلا

صفری پارسایی

دوستعلی

02  29

 

خرداد

سیده ام البنین

موسوی پارسایی

میر رحیم

03  01

1348

خرداد

سید رسول

موسوی پارسایی

میرنبی

03  01

 

خرداد

ام البنین

رئیسی پارسایی

کربلایی محمد

03  03

 

خرداد

سیدمهدی

موسوی پارسایی

سید تقی

03  03

 

خرداد

سید قربان

موسوی پارسایی

میر باقر

03  08

 

خرداد

سید علی

موسوی پارسایی

سید احمد

03  12

 

خرداد

حمزه علی

صفری پارسایی

عباسعلی

03  14

1354

خرداد

سیده زینب

موسوی پارسایی

میر رحیم

03  21

1357

خرداد

زهراء

حاجی ملا حسینی

ابوالفضل

03  21

1378

خرداد

سیده الهه

موسوی پارسایی

سید علی

03  22

 

خرداد

زهرا

جمال

علی

03  23

1389

خرداد

سید کمیل

میری پارسایی

سید کمال

03  30

1383

تیر

نصیبه

صادقی پارسایی

ولی ا...

04  01

1353

تیر

نیایش

 بهی

 

04  01

1388

تیر

رقیه

صفری پارسایی

علیجان

04  05

1311

تیر

سیده نرگس

موسوی پارسایی

سیدحمزه

04  06

1359

تیر

سید حبیب

 میر پارسایی

سید اسرافیل

04  07

 

تیر

سیده زهرا

میری پارسایی

میر یونس

04  08

1352

تیر

سیده ربابه

موسوی پارسایی

میر رحیم

04  10

1342

تیر

امید رضا

صفری پارسایی

حمزه علی

04  17

1383

تیر

سیده معصومه

میری پارسایی

سید علی

04  21

 

مرداد

علی اصغر

صادقی پارسایی

ولی ا...

05  01

1363

مرداد

خاتون

صفری پارسایی

غلامعلی

05  11

 

مرداد

محمدرضا

رییسی پارسایی

محمد باقر

05  19

1377

مرداد

علی

صفری پارسایی

عباسعلی

05  26

1361

مرداد

مائده

وهابزاده

ابولقاسم

05  30

 

شهریور

نجیبه

صادقی پارسایی

ولی ا...

06  01

1360

شهریور

سیده سمیه

موسوی پارسایی

سید حسین

06  01

1362

شهریور

میر نبی

موسوی پارسایی

میررضی

06  07

1310

شهریور

سیده ام لیلا

موسوی پارسایی

میرتراب

06  07

1322

شهریور

سید ابوتراب

موسوی پارسایی

سید حسین

06  08

1360

شهریور

سیده آسیه

موسوی پارسایی

سید حسین

06  10

1357

شهریور

نبی الله

صادقی پارسایی

علی اصغر

06  11

1332

شهریور

سید سعید

میری پارسایی

سید علی

06  12

 

شهریور

فاطمه

رئیسی پارسایی

کاظمعلی

06  15

1373

شهریور

مرتضی

صفری پارسایی

حسینعلی

06  17

 

شهریور

سید محمود

موسوی پارسایی

سید خلیل

06  19

 

شهریور

صمیم

صادقی پارسایی

نبی الله

06  20

1363

شهریور

دوستعلی

صفری پارسایی

غلامعلی

06  20

 

شهریور

جواد

رئیسی پارسایی

کاظمعلی

06  23

1362

شهریور

زینب

رئیسی پارسایی

کاظمعلی

06  25

1364

شهریور

سید مصطفی

موسوی پارسایی

سید حسین

06  25

1365

شهریور

مهدیس

وهابزاده

ابولقاسم

06  26

 

شهریور

سیده هاجر

موسوی پارسایی

میر رحیم

06  28

1347

شهریور

علی

جمال

 

06  28

1363

شهریور

مجتبی

رئیسی پارسایی

کاظمعلی

06  29

1366

شهریور

رضا

صفری پارسایی

حسینعلی

06  30

 

شهریور

سیده کبری

موسوی پارسایی

میر باقر

06  30

 

شهریور

زهرا

جوادی

 

06  31

1363

شهریور

سیده نرگس

موسوی

سید اسدالله

06  31

1364

شهریور

سید جابر

موسوی پارسایی

سید حسین

06  31

1367

مهر

سیده خدیجه

موسوی پارسایی

میرنبی

07  01

1331

مهر

سیده آمنه

موسوی پارسایی

میرنبی

07  01

 

مهر

سیده حسین

موسوی پارسایی

میرتراب

07  04

1326

مهر

سید مرتضی

موسوی پارسایی

سید اسماعیل

07  17

 

مهر

سید مهدی

موسوی پارسایی

میر قربان

07  23

 

مهر

سیده محدثه

موسوی پارسایی

سید رسول

07  24

 

مهر

حسین

رئیسی پارسایی 

رمضان

07 01

 

آبان

سیده صغری

موسوی پارسایی

سید حسین

08  02

1355

آبان

سید طاها

موسوی پارسایی

سید ابراهیم

08  05

1390

آبان

علیرضا

رئیسی پارسایی

محمدباقر

08  24

1371

آذر

مبینا

وهابزاده

ابولقاسم

09  07

 

آذر

سید مجتبی

موسوی پارسایی

سید رسول

09  23

 

آذر

نازنین زینب

صفری پارسایی

علی

09  26

1386

دی

سیده عالیه

موسوی پارسایی

میر نبی

10  01

 

دی

سیدمحمد

موسوی پارسایی

سید حسین

10  07

1359

دی

فاطمه

رئیسی پارسایی

حسین

10  10

 

دی

سید خلیل

موسوی پارسایی

میر نبی

10  14

 

دی

محبوبه سادات

میری پارسایی

سیدعلی

10  22

 

دی

ابوالفضل

حاجی ملا حسینی

 

10  25

1350

بهمن

محبوبه سادات

میری پارسایی

سید علی

10  21

 

بهمن

کلثوم

صادقی پارسایی

ولی ا...

11  01

1358

بهمن

خدیجه 

راییجی

قنبر علی

11  02

 

بهمن

زهراء

رئیسی پارسایی

حسین

11  07

 

بهمن

عظیمه

صادقی پارسایی

ولی ا...

11  11

1366

بهمن

کاظمعلی

رئیسی پارسایی

مشهدی رمضان

11  12

1334

بهمن

اکبر

صادقی پارسایی

ولی ا...

11  16

1368

بهمن

صابر

صادقی پارسایی

نبی ا...

11  19

1367

بهمن

مصطفی

رئیسی پارسایی

محمد جعفر

11  22

 

اسفند

علی اکبر

صفری پارسایی

عباسعلی

12  01

1362

اسفند

سیده کلثوم

موسوی پارسایی

میر باقر

12  07

 

اسفند

سیده حمیده خاتون

موسوی پارسایی

سید عبدالله

12  09

1333

اسفند

سید علی

موسوی پارسایی

میرنبی

12  20

1337

اسفند

سیده معصومه

موسوی پارسایی

سیدداوود

12  20

 

اسفند

سارینا

صادقی پارسایی

علی اصغر

12  23

 

اسفند

سیدکمال

میری پارسایی

سید اسرافیل

12  25

1347

اسفند

سید احمد

موسوی پارسایی

میر رحیم

12  26

 

اسفند

ابوالقاسم

وهابزاده

حسن

12  29

1353

اسفند

ستایش

حاجی ملا حسینی

ابوالفضل

12  29

1385

اسفند

سید حسن

موسوی پارسایی

سید خلیل

12  29

 

 

[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ 13:33 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]

 

تصاویر پارسائیان  شرکت کننده در عید فطر سال 92 در سفید چاه

 

 

 

سید اسحاق میری پارسایی


 

میرزین العابدین میری و غلامعلی صفری پارسایی


 

 

میر زین العابدین                   غلامعلی صفری پارسایی


 

 

برادران صفری    صفرعلی و عباسعلی و غلامعلی

 


 

میر باقر موسوی پارسایی


 

نبی صادقی و رضا رئیسی و نقی رئیسی


 

ولی الله صادقی پارسایی                 مشهدی حسن وهابزاده


 

میر ساجدین میری پارسایی


 

سمت چپ میر نبی موسوی پارسایی 


 

جانعلی رایجی پارسایی


 

 

سید آقا و میر شجاع میری پارسایی


 

سید خلیل موسوی و علی رئیسی پارسایی


 

سید اسرافیل و سید حسن


 

سید حسن معروف به آقا حسن  فرزند حاج میر یوسف


 

سید آقا  معروف به کربلایی آقا برادر آقا حسن


 

سید اسرافیل


  فرزندان میر باقر به همراه سعید مظفری ارضتی


جمع پارسائیان در حسینیه سفید چاه

[ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 ] [ 13:44 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
 

نخست باید به اطلاع برسانم در زمانی که میر رضا فرزند میرزا حسین ارائی  به روستای  پارسا آمد قسمتی از روستا را که به سید محله معروف است و توسط جوی آب همین چشمه از ملک شش دانگ جدا شده از مالکان روستا خریداری کرد و این قسمت و محله از شش دانگ ملک روستای پارسا جدا گشت  

در بررسی اوقاف روستای پارسا که بیشتر به وقف زمینهای سید حسین و میر قاسم می رسیم  

نکته جالب آن است که زمینهای شالیزاری روستای پارسا جزء ملک شش دانگ روستای پارسا نیست  چون سید حسین  توانست زمین ۵ کیله  شالیزاری اش را وقف کند 


اما در وقف زمین دیمش فقط توانست لته یا باغچه ای را که جزء ملک پارسا نبود همراه با درخت گردویش را وقف کند که به وقفی لته معروف است 

به علت آنکه یک طرف جوی جزء ملک۶ دانگ پارسا بود سید حسین نتوانست کل باغچه و یا لته را وقف کند بلکه  فقط باغچه این سوی جوی به همراه درخت گردویش را وقف کرد 

این لته که فعلا بدست سید حسین  فرزند میرتراب کشت می شود  با زمین کناری اش که فعلا به میرنقی و سید رضی رسیده  از آن سید حسین پسر میر بابا بود که جوی آبی  آنها را از هم جدا می کرد 

علت آنکه این اوقاف به میر تراب واگذار شد بدان علت بود که زمانی که میر هدایت پدر میر تراب از دنیا رفت  ام لیلامادر میر تراب  با سید حسین ازدواج کرد و سید حسین ناپدری میر تراب شد که در زمان وقف  شاید به علت این دلبستگی این اوقاف به او واگذار شد

 مردمان پارسا در روزگار نه چندان دور بسان بقیه روستاهای اطراف  از ارزن یا گرس بیشتر استفاده می کردند 

به نظر می رسد پس از جایگزین شدن برنج  جهت کشت آن نیاز به مزارع آبی بود که روبار یا شالیزار امروزی رونق گرفت 

 تکه تکه بودن زمینهای روستا پارسا و ارضت و الارزبن دلیلی بر آن است که این ملک مختص روستای پارسا نبوده بلکه بدست افراد مختلف از روستاهای گفته شده آباد گشته و جهت کشت مسطح شده است 

گفته می شود  زمینهایی دره دهون توسط میر سلیمان و کربلایی ملاعلی آباد گشت و بر طبق این شواهد می توان به اثبات مطالب گفته شده نزدیکتر شد 


سید حسین در پایان عمر و زمانی که کسالت شدیدی داشت قصد وصیت کرد به همین سبب از شیخ محمدرضا اندراتی درخواست کرد که به پارسا بیاید تا وصیتش را ثبت و به باز ماندگان اعلام نماید

او به رسم مهمان نوازی خروسی را جهت پذیرایی از شیخ آماده کرد به علت آنکه خروس در محیطی آزاد بود  و سرویس بهداشتی آن زمان هم چاهی و یا گاهی به جوی ختم می شد سید خروس را سه روز مانده به آمدن شیخ به ستون خانه اش می بست و با گندم و جو که غذایی پاک بود به او دانه می داد

سید قبل از رسیدن شیخ فوت کرد

طبق وصیتش شیخ به پارسا آمد و پسر عمو هایش را وارث مالش قرار داد وسایل خونه- لحاف- ظرف- لیفا- اشتالم- فی یه- کیله -ترازو را به پسر عموها دادند  و بعضی از اموال خانه را نیز شیخ باخود برد

 در آن هنگام میر ابوطالب در استارم بود  شیخ پیغام داد که اورا بیاورند  اما میر رضی در پارسا بود  خانه  فعلی میر ابوطالب  از سید حسین به او ارث  رسیده است

وقفی ها

 

 

 

 

 

وقفی پنج کیله

تراب

پارسا

وقفی پنج کیله

جلال

پارسا

وقفی سه کیله

شجاع

اندراتی

لته 

میر تراب

کنار مسجد

لته 

میر تراب

کنارحمام قدیمی

به علت  پیگری نکردن  پسر عموها پارساییان خلاف وصیتش هریک قسمتی از زمینش را تصرف کردند

به علت آنکه سید حسین پدر خوانده میر تراب بود قسمتی از زمینها را او گرفت و بقیه هم ملک سید حسین را  مالک شدند

ردیف

نام زمین

زارع

مالک فعلی

مالک قبلی

توضیحات

1

مهدی لیلم

حاج حسین

ملاعلی

میربابا

 

2

یر

حاج حسین

ملاعلی

میربابا

نصف

3

بغل

حاج موسی

میر یدالله

میربابا

 

4

میرقاسمی

زین العابدین

میر رضا

میربابا

 

5

میرقاسمی

شعبان

الله قلی

میربابا

 

6

تنگوره

علی اصغر

علی اصغر

میربابا

 

7

مهدی لیلم

علی اصغر

علی اصغر

میربابا

 

8

یر

قنبر

ملاعلی

میربابا

 

9

استل سر

کل علیجان

کل علیجان

میربابا

 

10

البند

میر رحیم

میر سلیمان

میربابا

 

11

موزی چشمه

میر نبی

میر سلیمان

میربابا

نصف

12

گت سنگ

میر نبی

میر سلیمان

میربابا

 

13

یر

میر نقی

میر سلیمان

میربابا

 

14

بغل

میرتراب

میر هدایت

میربابا

نصف

15

کمرپیش

میرتراب

میر هدایت

میربابا

 

16

مهدی لیلم

میرتراب

میر هدایت

میربابا

نصف

17

البند

میرتراب

میر هدایت

میربابا

نصف

 


[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 8:46 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
چند دلیل وجو دارد که رئیسی های پارسا  با رئیسی های ویوا از یک نسل می باشند 

1- علت اصلی اینکه نام خانوادگی آنها یکی می باشد و این بی علت نمی باشد که چرا این نام را برای آنها انتخاب کردند و همین نام را برای روستای مجاور یعنی ویوا ثبت نمودند

2- دیگر آنکه گفته می شود کربلایی صادق دامدار بود و دامهایش به جای گوسفند بز بودند  که در نهایت در یکی از صخره های پارسا پرت شد و فوت کرد  او  برخلاف بقیه افراد  روستای مجاورش ارضت و به مانند روستای ویوا بیشتر دامهایش که به جای گوسفند بز بودو طبق گفته های بزرگان آنها بر حسب چرا گاه از روستای ویوا به پارسا آمدند 

لازم به ذکر است که اکثر یت روستای ویوا به علت تاور بودن و صخره ای بودن زمینهایشان دامهایشان به جای گوسفند بز می باشد 

3- سومین علت آن است که قبرستان رئیسی ها و قبرستان پارسائیها در سفید چاه در یک مکان می باشد و جالب آنکه مزار سالکندیها (مهدانیها و پارسائیها ) نیز همجوار با پارساییها می باشد 

مطمئنا پارسائیان سالیکنده اهل روستای پارسا بودند که به آنجا مهاجرت کردند و مهدانی ها نیز به علت مجاورت با روستای پارسا بعد از آنها به سالیکنده مهاجرت نمودند 

اما در اواخر پارسائیانی به ازداری گاله رفتند و از آنجا به زغال چال ساری هجرت نمودند که به گفته  میر یونس    شخصی ازداری گاله ای مالک بخشی از روستای پارسا بود که پدرش میر رضا و مخدومی های ارضت سهم ملک او را خریدند

کربلایی علیجان هم در زمان عروسی پسرش حاجی نجف به ازداری گاله و زغال چال رفت و از افرادی به نام علی گال و حسن گال نام برد که از اقوامشان بودند غلامعلی پسرش نیز به همراه پدر نیز به آنجا رفت

شاید این مهاجرت به علت امراضی مرگباری بود که باعث می شد به جای دیگر هجرت کنند و  شاید ازدیاد جمعیت و کمبود زمین علت دیگر مهاجرت آنها بود چون به مانند عصر جدید زنگی بهتر در گرگان و کمبود زمین باعث مهاجرت پارسائیان به گرگان شد

در نهایت همجواری روستای ویوا و دامدار بودن آنها و خالی شدن روستای پارسا باعث مهاجرت آنها به پارسا شد و سپس سادات نیز به پارسا آمدند 

4- علت چهارم فصل مشترک فامیل بودن روستای اوارد با روستای ویوا و پارساست  


فرجی های آغوزدره اصالتی سیستانی دارند

در ضمن قبیله ای بزرگ در سیستان وجود دارد که نام خانوداگی رئیسی دارند

شاید بتوان گفت با توجه به همجواری ویوا و آغوزدره قبیله رئیسی های ویوا نیز اصالتی سیستانی داشته باشند

 

[ چهارشنبه نهم مرداد 1392 ] [ 8:31 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
چهار قبیله اصلی  در  روستای پارسا با نامهای خانوادگی موسوی و رئیسی و صفری و رایجی  زندگی میکنند که دو نام خانوادگی میری پارسایی و صادقی پارسایی زیر شاخه هایی از نام خانوادگی موسوی و رئیسی می باشند 

میری پارسایی

به نقل از بزرگان روستا گفته شده  میر موسی و میر رضا  جهت زیارت عتبات عالیات در عراق  قصد مسافرت  به کربلای معلی را داشتند و طبق روال گذشته  و اجدادشان با اسب حرکت کرده و به مرز بین عراق و ایران رسیدند به نظر می رسد  در آنجا  که شاید به تازگی نام افراد جهت خروج از کشور ثبت می شد از آنها خواسته شد که می بایست جهت خروج و دریافت جواز خروج از کشور شناسنامه دریافت کنند 

مامور ثبت نام هنگامی که از آنها نامشان را پرسید و به علت آنکه در منطقه هزارجریب سادات در اول نامشان میر وجود دارد نام خانوادگی میری را برای این دو بزرگوار ثبت نمود و از آن پس آنها و فرزندان و نسلشان به نام میری پارسایی خوانده می شدند 

اما پس از آنکه کار ثبت نام و دادن شناسنامه در زمان رضا خان عمومی شد ماموران ثبت به پارسا آمدند و بقیه عموزادگان آنها را به نام موسوی پارسایی ثبت نمودند و این بدان علت بود که از آنها پرسیده شد که سیادت شما به کدام امام می رسد که در جواب گفتند امام موسی کاظم که بنا بر همین مبنا نام خانوادگی موسوی پارسایی را برای آنها ثبت نمودند  .

صادقی پارسایی

 نام خانوادگی صادقی پارسایی زیر شاخه ای از نام رئیسی می باشد 

سه برادربه نامهای علی و ولی الله و   نبی الله هر سه فرزند علی اصغر می باشند که علی اصغر فرزند گلعلی رئیسی و برادر الله قلی و کربلایی محمد و محمد صادق رئیسی می باشد 

در هنگام ثبت به اشتباه نام صادقی را برای علی اصغر ثبت نمودند که حتی گفته شد هنگام که در مکانی برای اولین بار علی اصغر صادقی را به نام خودش خواندند او بی اعتنا بود تا آنکه مامور از او پرسید که نامت چیست گفت علی اصغر رئیسی که بعد از توضیحات مامور  علی اصغر متوجه شد که نام خانوادگی صادقی را برایش ثبت نمودند 

پدربزرگ علی اصغر کربلایی صادق بود و برادرش هم محمد صادق بود شاید نام خانوادگی صادقی برگرفته از این نامها باشد 

اما هم اکنون  از سه برادر ذکر شده علی نام خانوادگی اش را از صادقی به رئیسی  تغییر داد و دو برادر دیگر همچنان صادقی می باشند 


[ چهارشنبه نهم مرداد 1392 ] [ 8:2 ] [ محمد و ضیاء پارسایی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط دو فرد علاقه مند به منطقه هزارجریب و روستای پارسا با مدرک مهندسی عمران و کارشناسی فیزیک هسته ای درتاریخ سوم دیماه سال 86 ایجاد شده که هدفشان شناساندن این منطقه به دوستداران آن می باشد


محمد موسوی پارسایی09190836873
ضیاء رئیسی پارسایی09113739572

کپی برداری با ذکر منبع بلا مانع است



برچسب‌ها وب
  • رضا
  • سخیف